ياد قديم

دیگه قاصدک خبر از  عاشقانه ها نداشت  دیگه دقایق سرخ زندگی تو شب خاکستری غرق گم شدند. به انتظار پرستوها قلبهایه شیشه ای رو شکستیم. جاده هایه بی نهایت تا ته با نوره فانوس تو رفتیم هم اواز با ستاره ها تو دفتر عشق دنباله رد پای طلوع گشتیم . تو هوای تازه دوباره با تو بودن شبهایه سرد و دیوانه وار گذروندیم تو عطر یاس جادویه عشق تو شدم.ولی تنها و غریب کنج خونه با عروسک  یاده مسافرهایی بودیم که دیگه بر نمی گردند.حالا شبها ستاره ها رو می شمارم. تا حرفهایه نگفتنی را فقط به تو بگم که بدونی زندگی شاید همین باشد یک عـــــشق کـــــمرنگ .

/ 20 نظر / 14 بازدید
نمایش نظرات قبلی
امير

نا اميد نباش...نا اميدی واسه چی ؟ به منم اگه سر بزني خوشحال ميشم

مسافر سکوت

درگذشت ناگهانی و مظلومانه‌ی سال گذشته را به تمام خواسته‌های شما تسليت عرض ميکنم

تورج بخشایشی

شیطان عصاره ی هوس و لج شد پای فرشته های خدا کج شد دستش ....................... با دوتا مطلب جدید بروزم و منتظر خوندن نظرات ارزشمندت

کيا

سلام خوبی متن قشنگی بود منتظر نوشته های خوبت هستم

آبی مثل آسمان

پشت سرگذاشتن خاطره ها .. همه عشقهاودلبستگيا .. خيلي سخته ولي چاره ندارم..

شاید یه آشنا

سلام ساناز جان. من هم خیلی خیلی خوشحال شدم وقتی دوباره دیدمت. هرچند خیلی دیر.فکر کنم بعد از چند ماه. چون دیگه خیلی کم میام نت. امیدوارم تمام سختیها یه روزی خیلی نزدیک برات تبدیل به شیرینی بشه. یه دوست قدیمی مواظب خودت باش

ثريا

سلام دوستان يه خبر مهم که شايد فقط يک بار گفته شودسايت شفای نورانی و طب مکمل به تازگی راه اندازی شده و پاسخگوی بسياری از مسائل و مشکلات شماست اگر خود و عزيزانتان را دوست داريد در آنها ثبت نام کرده نا بتوانيد در همايشهای رايگانشان شرکت کرده متحول شويد و در نتيجه به آرامش واقعی برسيد www.shafaa.com www.tebemotaali.com